طبق تعاریف به عمل آمده « دانشxad آموز دیرآموز مرزی از نظر هوشی براساس منحنی نرمال، در حد فاصل یک تا دو انحراف معیار پایینxad تر از میانگین بوده (مك ميلان و همكاران، 1998، ص84) و از نظر یادگیری مهارتxad های تحصیلی، کندتر از همسالان دارای هوش متوسط عمل میxad کند و فاقد اشکالات اساسی در رفتارهاxadی انطباقی است » (تات و هوسپیان، 1381). این گروه از افراد به علّت کمی رشد ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسائل همانند افراد عادی و هم سن و سال خود نیستند (افروز، 1391). بهره xadهوشي اين گروه از دانش xadآموزان، بر اساس مقياس هوش كودكان وكسلر در دامنه70 تا 85 نمره استاندارد قرار دارد (به xadپژوه، و حجازی، 1386). این گروه بر اساس برآورد توزیع نرمال تقریبا 1/14درصد جمعیت را تشکیل میxad دهند ولی مطالعات نشان داده است که درصد واقعی این اشخاص بر اساس نمرات آزمون هوشی 4/12درصد میxad باشد (نایسر، 1998) و دو برابر رايجxadتر از اختلال بيشxad فعالي همراه با نارساییxad توجه ميxad باشد (شاو، 2005). نمرات آزمون هوشی کودکان دیرآموز بالاتر ازآن است که برچسب کم توانی ذهنی دریافت کنند و پایین xadتر از آن است که آنها را درگروه کودکان با ناتوانی یادگیری قرار دهیم (مرسر، 1996؛ به نقل از حسین xadخانزاده، 1387). کودکان دیرآموز در مقایسه با همسالان خود حداقل در یکی از ابعاد رشد (جسمانی، شناختی، اجتماعی و عاطفی) از تفاوت قابل ملاحظهxad ای برخوردار هس
برچسب:
نویسنده: نگار حیدریان
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 16:02